بابا صفرى

132

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

خلاصه با آنكه بشر در قسمتهائى از علوم پيش رفته است مجهولات مادى و معنوى او صد چندان بيشتر گشته است و اينست كه نميتواند مسائلى از قبيل شفا يافتن بيمار يا حاجت گرفتن درمانده‌اى را در چنان اوضاع و احوالى بواقع تفسير كند . علم انسان از محيط و جهان مادى بر حواس ظاهرى او تكيه دارد ولى اين حواس بسيار ضعيف و هرآينه براى ادارهء او در يك محيط محدود آفريده شده است و گرنه در همين لحظه كه به خواندن اين سطور مشغوليم فضائى كه بر ما محيط است پر از صدها و بلكه هزاران نوع امواج راديوئى و تلويزيونى و نيز اجسام بسيار ريز و ذره‌بينى است ولى ما بدون وسيله عاجز از درك آنهائيم با اينحال چگونه ميتوانيم عالم غير مادى را به كلى نفى كنيم و چنين مواردى را انكار نمائيم . در برخورد با اينقبيل مسائل ، مردم بطور كلى بر سه گونه‌اند : جمعى افراد عامى و عادىاند . اينان فقط از راه اعتقاد بدون استدلال با وقايع روبرو ميشوند و از اين حيث آرامش خاطرى دارند . دستهء معدودى نيز علما و دانشمندانند و چون اينان بقلمرو نفوذ علم و ميزان توانائى آن در مسائل گوناگون آشنائى دارند مطالب مورد بحث را با احتياط تلقى ميكنند و تا دلايل قاطعى بر رد آنها نداشته باشند بىمحابا و از روى تعصب درصدد مجادله برنمىآيند . اما دستهء سوم ، كه مثل نگارنده نه در گروه اول و نه در جماعت ديگر جا و مقامى دارند ، با مقدمات مختصرى كه در تعاريف علوم بدست آورده‌اند در حيرت و سرگشتگى بسر مىبرند و احتجاجات بىپايه و اساسى در رد و قبول اينچنين مطالب از خود بروز ميدهند و با تعصب جاهلانه‌اى مسائلى را كه بدان علم ندارند بيكباره انكار ميكنند زيرا نه چنان دانشى دارند كه با استدلالهاى معقول در اثبات نظر خود توفيق يابند و نه به كلى از آن عاريند كه در عالم بىاطلاعى دنياى آرامترى بدست آورند . خوانندهء عزيز بهر طريق اين مطالب را تعبير و توجيه كند مختار است ولى واقعيت اينست كه در اردبيل بقول گذشتگان ، كسانى بدينطريق حاجت گرفته و خواستهء خود را بدست آورده‌اند در عين حال كسانى نيز پيدا ميشده‌اند كه اين امر را وسيلهء اخاذى قرار ميدادند و با استفاده از احساسات دينى بىآلايش مردم بجمع مال ميپرداختند .